.jpg)
کتاب «ریشههای اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی»، اثری از برینگتن مور به ترجمهی حسین بشیریه، به بررسی عوامل تاریخیای میپردازد که در تغییر مسیر جوامع از دیکتاتوری به دموکراسی یا بالعکس نقش اساسی داشتهاند. اثر حاضر یک پژوهش طولانی و دقیق به شمار میآید. در واقع، نویسنده بیش از ده سال روی این کتاب کار کرد تا متوجه شود چرا برخی جوامع در مسیر مدرنیته به دموکراسی رسیدند و برخی دیگر به فاشیسم یا کمونیسم. او در ابتدا قصد داشت کشورهای بسیار بیشتری را بررسی کند، اما در نهایت دامنهی کار را به هشت کشور محدود کرد: انگلستان، فرانسه، آمریکا، آلمان، ژاپن، روسیه، چین و هند. استدلال محوری وی این است که سه مسیر اصلی به جهان مدرن وجود داشته: مسیر دموکراسی سرمایهداری که از دل انقلاب بورژوایی بیرون آمد (انگلستان، فرانسه، آمریکا)، مسیر فاشیسم که او آن را «انقلاب از بالا» مینامد یعنی نوسازی محافظهکارانهای که اربابان زمیندار بدون تضعیف قدرت خودشان هدایت کردند (آلمان، ژاپن) و مسیر کمونیسم که از دل انقلاب دهقانی سر برآورد (روسیه، چین). هند در این طبقهبندی موردی مبهمتر و ناهمخوان با هر سه مسیر باقی میماند. نکتهای که مور بر آن پافشاری میکند، که در زمان چاپ کتاب نامتعارف بود، نقش خشونت در شکلگیری دموکراسی است: به باور او دموکراسیهای امروزی نتیجهی گذاری آرام و تدریجی نبودند، بلکه از دل درگیریها و گسستهای خشونتبار (مثل محصورسازی زمینهای مشاع در انگلستان یا جنگ داخلی آمریکا) بیرون آمدند که منجر به بورژوازی شد. جملهای که از این کتاب بیشتر از هر چیز دیگر نقل شده، همین است: «بدون بورژوازی، دموکراسیای در کار نیست». نویسنده با این جمله میخواهد بگوید ظهور یک طبقه متوسط تجاری مستقل از اربابان زمیندار، پیششرط اصلی دموکراسی پایدار بوده است. گفتنی است که این کتاب امروز سنگبنای رشتهای شناخته میشود که «تحلیل تاریخیـتطبیقی» نام گرفته است. آنچه این کتاب را ماندگار کرده، ترکیب جاهطلبی در مقایسهی کشورهای مختلف و توجه به جزئیات تاریخی است؛ حتی خوانندگانی که با نتیجهگیریهای کتاب موافق نیستند، هنوز باید با چارچوب پرسشی آن کلنجار بروند.