.jpg)
«زندگی کوتاه و خوشِ فرانسیس مکومبر» داستان کوتاهی از ارنست همینگوی است که نخستین بار در سال ۱۹۳۶ منتشر شد. داستان دربارهٔ فرانسیس مکومبر، مردی ثروتمند، همسرش مارگو و رابرت ویلسون، شکارچی حرفهای، است که در جریان سفری برای شکار در آفریقا با ترس، خیانت و کشمکشهای درونی روبهرو میشوند. مکومبر پس از تجربهٔ ترس و تحقیر، در لحظهای سرنوشتساز بر وحشت خود غلبه میکند؛ اما این دگرگونی پایانی تلخ و مبهم دارد. داستان به موضوعاتی چون شجاعت، ترس، غرور، قدرت در روابط انسانی و معنای واقعی مردانگی میپردازد.