.jpg)
زیاداندیشی یا به اصطلاح اورتینک به معنای فکر و خیال بیش از اندازه کردن دربارهی همه چیز و همه کس است، به گونهای که روال معمول زندگی افراد، تحت تأثیر این امر مختل شود. کسانی که گرفتار زیاداندیشی هستند، معمولاً توانایی لذت بردن از زمان حال را ندارند و ذهنشان اکثر اوقات پیرامون موضوعاتی منفی میگردد که هیچ ربطی به واقعیت ندارد. برای مثال اگر این افراد به یک مهمانی بروند، به جای لذت بردن از همصحبتی با دیگران، با وسواسی بیمارگونه به دقت و تأمل در رفتار و گفتههای دیگران مینشینند، و در آخر به هر نحوی که شده، دلیلی برای آزار دادن خود پیدا میکنند. البته اینطور نیست که اورتینکرها یا همان بیشاندیشها، همیشه هم در رفتار دیگران دقیق شوند؛ حتی بدتر، ممکن است دست به قضاوت گفتهها و کردههای خود بزنند و از این طریق خود را معذب و ناراحت کنند. باری، خبر خوش این است که رهایی از زیاداندیشی امری شدنی خواهد بود؛ این وعده را ان بوگل (Anne Bogel) در کتاب صداهای ذهنت را خاموش کن (Don't Overthink It) به شما داده است. او در این اثر روانشناختی، با بهرهگیری از تجربیات خود، روشهایی برای فرار از زندان تفکرات وسواسگونه و آزاردهنده درباره خود و دیگران را به شما میآموزد و از این طریق، شما را در جهت داشتن زندگیای سالم و برقراری ارتباطاتی پایدار رهنمون میسازد. اگرچه که نمیتوان برای هر موقعیت ناگهانی آمادگی داشت، اما میتوان برای اموری که طبق انتظار شما پیش نمیرود، برنامهریزی کنید. بهتر است چهارچوبی در نظر بگیرید که به شما آمادگی استقبال از موقعیتهای ناگهانی را بدهد و به دنبال آن اتفاقهای خوب را به زندگیتان دعوت کند. هر تغییر غیرمنتظرهای میتواند شما را دچار آشفتگیهای زودگذر کند، اما اگر بتوانید در بحبوحه بازنگری تصمیمات، خود را فوراً از این وضعیت آشفته برهانید و از دل بحران عبور کنید، احتمال دارد در آن سوی این تغییرات به لذت دست بیابید. فقط لازم است بدانید چطور خود را به آن نقطه برسانید.