.jpg)
از این جلد به بعد وارد فضای انقلابی و سیاسی فرانسه در قرن نوزدهم میشویم. در این کتاب با ماریوسِ جوان آشنا میشویم که شیفتهٔ کوزت شده است. خانوادهٔ تناردیه هم به پاریس آمدهاند و به سرنوشت غریب و فقیرانهای دچار شدهاند. اما هنوز تناردیه از کوزت و ژان والژان کینه به دل دارد. اینجاست که دوباره پای ژاور به ماجرا کشیده میشود. ماریوس در این بین با پیشنهادی از سمت ژاور مواجه شده و در دوراهی سختی قرار میگیرد که باید یا والژان را انتخاب کند یا تناردیه را که جان پدرش را روزی نجات داده بود. او سعی میکند راهی بیابد تا بدون خیانت به تناردیه به ژان والژان کمک کند. والژان به تقلا میافتد که جان خودش را نجات دهد. باید ببینیم ماریوس در این بین چه کاری میکند و آیا ژان والژان میتواند از مهلکه فرار کند؟