.jpg)
مدتهاست فکر میکنم، نسلی که مثل نسل ما دوران انقلاب را خود ادراک نکرده و در دوران حوادث و جريانهای آن دوران نبوده، چگونه میتواند از تجربه گذشته درس بياموزد.آيا حق او نيست که بداند بر کشورش چه آمده و به دست چه کسانی بدين جا رسيده است؟ اين مشغله فکری مرا بر آن داشت که به سهم خود، سلسه مقاله هایی که هر کدام مستقل از ديگری است، اما پيوسته به هم و همگی يک هدف را تعقيب میکند و آن اينکه اين استبداد فراگير به دست چه کسانی ساخته و پرداخته شده و سپس چگونه از اين دست به آن دست گشته و جابجائی قدرت صورت گرفته است، و برای برون رفت از چنين وضعيتی و رسيدن به آزادی و دموکراسی به کدام نيروها بايد تکيه کرد و يا به چه کس و يا کسانی میشود اميد بست، و باهم متحد و جمع شد، به نگارش در آيد، و باز بدان اميد که به روشن کردن بعضی از مسائل کمک کند و يا بعضیها را به بازانديشی بدانچه فکر میکردهاند وادارد و يا تلنگری برای ذهن بخشی ديگر باشد، که اين رويدادها هم در کشور ما بوقوع پيوسته است.برای رهایی از استبداد دينی بايد درد و نوع حکومت را شناخت تا بعد برايش دوائی پيدا کرد.